ویژگیهای اجتماعی شهرستان کازرون

 
 

شهرستان كازرون به مساحت 4062 كيلومتر مربع ، داراي 4 بخش و 11 دهستان و 314 روستا مي باشد . بخش مركزي با وسعت 1026 كيلومتر مربع ، شامل دهستان هاي امامزاده سيد حسين به مساحت 2/193 كيلومتر مربع ، بليان به مساحت 7/328 كيلومتر مربع ، دريس به مساحت 5/288 كيلو متر مربع ، و شاپور به مساحت6/215 كيلومتر مربع است .

بخش كوهمره ، به وسعت 8/731 كيلومتر مربع ، داراي دهستان هاي دشت برم به مساحت 2/266 كيلومتر مربع و كوهمره به مساحت 6/465 كيلومتر مربع است .

بخش خشت و كمارج به مساحت 738 كيلومتر مربع ، داراي دهستان هاي خشت به مساحت 400 كيلومتر مربع و كمارج به مساحت 338 كيلومتر مربع است

بخش جره و بالاده با مساحت 2/1566 كيلومتر مربع ،داراي دهستان هاي جره به مساحت 700 كيلومتر مربع .دادين به مساحت 2/556 كيلومتر مربع و فامور به مساحت 310 كيلومتر مربع است .

 

وجه تسميه:

نام شهر تاريخي كازرون ، از« گازران » و « گازرون » گرفته شده است ، زيرا در زمان ديلميان كه كارخانه هاي پارچه بافي در كازرون پارچه هاي « توزي » و « دبيكي » را مي بافت و صادر مي نمود ، دوازده هزار گازر يعني شويندگان الياف كتان ، در اين شهر زندگي مي كردند و به همين جهت اين شهر به شهر گازران يعني شهر گازرها معروف شده بود كه نام گازران در بعضي متون به صورت « گازران » و « كازران » آمده است . « گازران »  در تلفظ به صورت « گازرون » و « كازرون » تحريف يافت و اكنون نام « كازرون » باقي مانده است . در بعضي كتب « گازرات » نيز آمده است . كازرون به واسطه توليد پارچه هاي مرغوب با شهر « دمياط » مصررقابت مي كرده و به همين جهت به « دمياط عجم » نيز مشهور است .

برخي ازاهالي كازرون نيز به طور عاميانه وجه تسميه كازرون را از « كوه زرّان» مي دانند و معتقدند چون كوه هاي آن به خاطر داشتن درختان و ثمرات جنگلي ، زر خيز است ، آن را « كوه زرّان » ناميده و به صورت « كازرون » تحريف يافته كه ريشه تاريخي ندارد و تنها در اعتقاد برخي از مردم چنين وجه تسميه اي بيان شده است .

 

نــــژاد

نژاد مردم شهرستان كازرون ، همانندمردم جنوب ايران ، از نژاد پارسه يا ( پاراسواژ) شعبه اي از نژاد آرياست كه تقريبا 3 هزار سال پبش از ميلاد از مسكن اصلي خود به ايران و فارس آمده اند . مردم كازرون تا اندازه زيادي اصالت  نژاد خود را حفظ كرده اند ، زيرا وقتي در ميان رعاياي كازرون گردش مي كنيم و صفات و عادات آنان را مورد دقت قرار مي دهيم ، قرابت و نزديكي زيادي با نژاد آريائي قديم در آنان مي بينيم .  واژه هاي محلي و آداب و رسومي كه نسل به نسل حفظ كرده اند  نشانگر اين واقعيت مي باشد .

 

زبان

زبان فارسي يعني زباني كه ساكنان ايران و افغانستان و قسمتي از هندوستان و پاكستان به آن سخن مي گويند ، از پارس سرچشمه گرفته است . واژه هائي كه در كازرون بكار مي گيرند نزديكي با زبان فارس قديم دارد.

گويش ها ( كازروني ، دواني ، دوسيراني ، بورنجاني ، عبدويي و ... ) آداب ، رسوم ، سنت ها ، متل ها و مثل هاي موجود در اين منطقه به خاطر در بر داشتن ويژگي هاي زبان و فرهنگ كهن اين ديار ، از دير باز توجه زبان شناسان را به خود جلب كرده است.

 

ديـن

پيش از حمله اعراب اهالي كازرون و شاپور و ديگر بخش هاي اين شهرستان مانند همه ايرانيان دين زردشتي داشتند و بويژه در شاپور چندين آتشكده بزرگ وجود داشته كه آثار ويرانه هاي آن هنوز باقي است . پس از فتح ايران به دست اعراب در زمان خليفه دوم ( 13 هجري قمري) و تصرف كازرون به سرداري حكم بن ابي العاص ، عده اي از اهالي اين ديار به دين اسلام درآمدند . در سده چهارم و پنجم تعداد زردشتيان كازرون زياد بوده است و دراين هنگام مردي زردشتي به نام خورشيد كه او را ديلم گبر نيز مي گفتند حاكم كازرون بوده است . سلمان فارسي نخستين شخص از اهالي كازرون است كه در خدمت حضرت رسول (ص) به دين اسلام مشرف شد و حكمي از آن جناب گرفت كه كازرونيها از دادن ماليات و جزيه معاف باشند . بيشتر اهالي كازرون و اطراف آن تقريبا تا سال 400 هجري قمري زردشتي بودند و از اين سال به بعد به واسطه كوشش شيخ ابواسحق فرزند شهريار كازروني مردم كازرون كم كم مسلمان شدند . تا زمان صفويه و رسميت يافتن مذهب تشيع اهالي اين سرزمين شافعي بودند و علماي بزرگي نيز از ميان آنان برخاستند . امروز مذهب همه اهالي شيعه اثني عشري است و در مذهب تعصب دارند . در كازرون اقليت هاي مذهبي كم است و در حقيقت 99 درصد از مردم شهرستان كازرون مسلمان هستند و يك درصد باقي مانده شامل اديان ديگر مي باشد .

 

جمعيت :

اندازه جمعيت ، ساختار سني و جنسي ، باروري ، ميزانهاي مرگ و مير و ميزان رشد جمعيت اطلاعات زير بنائي را تشكيل مي دهند كه در تعيين و تخصيص منابع و ميزانهاي رشد نقشي اساسي دارند . تفحص در زمينه جمعيت و پرداختن به ابعاد مختلف آن فرصت تفكر مجدد در مورد جمعيت را فراهم آورده ، گذشته را نشان داده و چگونگي حركت هاي آتي جمعيت را ارزيابي مي نمايد . به اين دليل انديشمندان و تحليلگران جمعيت با ارائه شاخص ها و ارزيابي داده هاي جمعيتي ، امروز سهم عمده اي در امر توسعه به عهده دارند .

 

روندهاي جمعيتي:              

براساس سرشماري عمومي نفوس و مسكن سال 1375 و با توجه به آخرين تقسيمات كشوري در سال 1377 جمعيت شهرستان كازرون 254985 نفر اعلام شد كه از اين تعداد 129062 نفر مرد و 125923 نفر زن بوده اند. تعداد 61552 نفر از مردها در نقاط شهري و 67510 نفر در نقاط روستايي بوده اند. همچنين تعداد 58587 نفر از زنان در نقاط شهري و 67336 نفر در نقاط روستايي بوده اند.

پيش بيني مي شود كه جمعيت اين شهرستان در سال 1385 به 327358 نفر برسد كه 6/45 درصد اين جمعيت در مناطق شهري و 4/54 درصد در مناطق روستايي ساكن خواهند بود. همچنين پيش بيني مي شود كه 3/33 درصد اين جمعيت را افراد زير 15 سال، 5/55 درصد جمعيت را افراد 49-15 سال، 5/5 درصد جمعيت را افراد 59-50 سال و 7/5 درصد را افراد 60 سال به بالا تشكيل دهند. علي رغم آنكه نرخ باروري كلي در دهه مورد بررسي ثابت در نظر گرفته شده است. ولي به دليل افزايش قابل توجه تعداد زنان در سنين باروري، نرخ رشد سالانه در نيمه اول اين دهه حدود 38/2 درصد برآورد مي گردد كه در نيمه دوم اين دهه به 62/2 درصد تغيير مي يابد. در پايان اين دهه ميانه سني جمعيت نيز به 22 سال افزايش مي يابد و از ميزان جواني جمعيت شهرستان كاسته خواهد شد.

 

تغييرات ساختار سني جمعيت:

ميانه سني جمعيت اين شهرستان از 5/18 سال در سال 1375 به 1/20 سال در سال 1380 و 22 سال در سال 1385 افزايش مي يابد. نسبت وابستگي نيز از 7/83 درصد در سال 1375 به 5/65 درصد در سال 1380 و 1/60 درصد در سال 1385 كاهش مي يابد. به اين ترتيب با كاهش بار تكفل و كاهش هزينه هاي مصرفي خانوار، بنيه اقتصادي بالقوه براي افزايش پس انداز تقويت مي گردد.

اين تغييرات نشانگر آن است كه افزايش ميزان باروري در دهه 1365-1355 منتج به جوان شدن بخش مهمي از جمعيت شهرستان كازرون گرديده است كه اكنون پس از گذشت دو دهه، ساختار سني جمعيت شهرستان مجدداً بهبود يافته و از ميزان جواني آن كاسته مي شود. در دهه مورد پيش بيني از سهم نسبي جمعيت جوان و جمعيت سالخورده از كل جمعيت شهرستان كاسته شده و بر سهم نسبي جمعيت بالقوه فعال افزوده مي شود.

اين نوسان در ساختار سني جمعيت باعث مي شود كه ميزان جمعيت بالقوه فعال شهرستان از 122104 نفر در سال 1375 به 155357 نفر در سال 1380 و 181620 نفر در سال 1385 افزايش يابد. اين به معناي افزايش نيروي كار و نياز به فرصت هاي شغلي جديد بسيار در آينده نزديك بوده و يكي از مهمترين چالش هاي اقتصادي شهرستان را شكل خواهد داد.

 

تغييرات ساختار جنسي جمعيت:

نسبت جنسي جمعيت در اين شهرستان در گروه سني كمتر از 15 سال كه در سال 1375 در حدود 5/102 بوده است، در سال 1380، 3/103 و در سال 1385، 9/103 پيش بيني مي شود و بنابراين تغييرات چنداني را نشان نمي دهد، ولي نسبت جنسي در گروه سني 49-15 سال از 5/98 در سال 1375 به 6/103 در سال 1385 كاهش مي يابد. نسبت جنسي در گروه سني 59 ـ 50 سال از 94 در سال 1375 به 8/93 در سال 1385 كاهش مي يابد .همچنين اين نسبت در گروه سني 60 سال و بالاتر، از 4/122 در سال 1375 به 6/102 در سال 1385 كاهش مي يابد.

 

رشد جمعيت و شهرنشيني:

همراه با افزايش نرخ رشد جمعيت در دهه آتي، روند شهرنشيني نيز سرعت بيشتري گرفته و نرخ رشد سالانه جمعيت شهرنشين از 05/2 درصد در نيمه اول اين دهه به 29/2 درصد در نيمه دوم اين دهه خواهد رسيد. در حالي كه در همين دوران نرخ رشد سالانه جمعيت روستايي از 66/2 درصد به 91/2 درصد افزايش مي يابد.

بخش عمده اي از افزايش جمعيت شهرنشين در دهه آتي معلول دخالت عواملي همچون مهاجرت روستاييان به شهرها، اسكان و تمركز عشاير در شهرك هاي نوبنياد، تبديل به شهر شدن تعدادي از نقاط روستايي واستحاله آباديهاي اطراف شهرهاي بزرگ و متوسط در توسعه فيزيكي اين گونه شهرها خواهد بود.

در مهاجرت روستاييان به شهرها، علاوه بر عوامل فرهنگي و اجتماعي مانند امكان ادامه تحصيل، بهره مند شدن از امكانات بيشتر بهداشتي، رفاهي و تفريحي، از يك سو عوامل اقتصادي همچون فرصتهاي شغلي بيشتر وبالا بودن در آمد انتظاري، و از سوي ديگر افزايش مكانيزاسيون در بخش كشاورزي و كاهش تقاضاي نيروي كار در اين بخش نقش تعيين كننده اي ايفا مي كنند.

 

تحولات اشتغال:

طي نيمه اول و دوم دهه 85-1375، در اين شهرستان جمعيت 15 ساله و بيشتر شاغل به طور متوسط سالانه به ترتيب 93/3 درصد و 93/3 درصد افزايش خواهد يافت. تعداد شاغلان 10 ساله و بالاتر به ترتيب از 57833 نفر در سال 1375 به 70377 نفر در سال 1380 و 85674 نفر در سال 1385 افزايش مي يابد.

تغيير در تعداد شاغلين و جمعيت 10 ساله و بالاتر، به تغيير در نرخ مشاركت طي اين دهه منجر مي شود. نرخ مشاركت در مناطق شهري از 4/29 درصد در سال 1375 به 9/30 درصد در سال 1380 و 5/34 درصد در سال 1385 افزايش مي يابد. همين نرخ در مناطق روستايي از 8/30 درصد در سال 1375 به 8/31 درصد در سال 1380 و 8/35 درصد در سال 1385 افزايش مي يابد.

يكي از عوامل مؤثر بر نرخ مشاركت نيروي كار، پوشش تحصيلي افراد واقع در سن فعاليت است. با توچه به اينكه نرخ رشد پوشش تحصيلي در طي زمان روندي كاهنده دارد و انتظار مي رود در سال هاي آتي نيز در حد معيني تقريباً ثابت بماند، از تأثير كاهنده اين عامل بر عرضه نيروي كار كاسته شده و نرخ مشاركت افزايش مي يابد.

از ديگر عوامل مؤثر بر پايين بودن نرخ مشاركت، ميزان بالاي جمعيت خانه دار است. وجود فرزندان از دلايل كاهش ورود زنان به بازار كار محسوب مي شود. با كاهش تعداد فرزندان، از يك طرف به دليل كاهش ارزش اقتصادي فعاليت هاي انجام شده در خانه و از طرف ديگر به دليل آزاد شدن بخشي از وقت زنان، احتمال مي رود كه ورود آنان به بازار كار بيشتر شود. بالا رفتن سن ازدواج، افزايش سطح تحصيلات زنان، افزايش سطح هزينه زندگي كه منجر به كاهش دستمزد واقعي مردان مي گردد و تغيير نقش سنتي زنان در خانواده وجامعه در راستاي حضور فعال تر آنها در محيط هاي اجتماعي، مي تواند موجب افزايش ورود زنان به بازار كار گردد. با توجه به اين نكات، عرضه نيروي كار در مقايسه با گذشته، با سرعت بيشتري افزايش خواهد يافت كه اين مسئله ضرورت ايجاد مشاغل كافي را براي جلوگيري از افزايش نرخ بيكاري ايجاب مي كند.

 

اشتغال در شهر و روستا:

نرخ مشاركت نيروي كار(جمعيت 10 ساله و بيشتر) در مناطق شهري در سال 1375 براي مردان 4/50 درصد و براي زنان 4/7 درصد بوده است. اين نرخ در سال 1380 به ترتيب براي مردان و زنان 8/52 و 72/7 درصد خواهد بود و در سال 1385 به ترتيب براي مردان به 1/59 درصد و براي زنان به 63/8 درصد افزايش خواهد يافت.

نرخ مشاركت نيروي كار جمعيت 10 ساله و بيشتر در مناطق روستايي در سال 1375 براي مردان 8/54 درصد و براي زنان 19/7 درصد بوده است. اين نرخ در سال 1380 به ترتيب براي مردان و زنان 56 و 55/7 درصد خواهد بود و در سال 1385 به ترتيب براي مردان به 1/63 درصد و براي زنان به 14/8 درصد افزايش خواهد يافت.

با توجه به ارقام فوق الذكر، نرخ مشاركت نيروي كار در مناطق شهري طي دوره 85-1375 همواره كمتر از نرخ مشاركت نيروي كار در مناطق روستايي كشور است. از دلايل اين امر مي توان بيشتر بودن سال هاي تحصيل (روي آوردن افراد به تحصيلات متوسطه و عالي) در شهرها را نام برد. اين مسئله موجب مي گردد افراد در مناطق شهري در سنين بالاتري وارد بازار كار گردند.

 

پيش بيني جمعيت شهرستان كازرون به تفكيك سن وجنس (نفر) ـ سال 1382

             گروههاي سني             مرد                زن              جمع

4 ـ 0                             23689             22710             46399            

9 ـ 5                             13402             12385             25786            

14 ـ 10                        16635             15457             32092            

19 ـ 15                        21768             20587             42356

24 ـ 20                        19231             17877             37107

29 ـ 25                        11951             12524             24476

34 ـ 30                        9475               10312             19787

39 ـ 35                        8480               8589               17070

44 ـ 40                        7573               6949               14522

49 ـ 45                        6406               5741               12147

54 ـ 50                        4265               4747               9012

59 ـ 55                        2534               3264               5798

64 ـ 60                        2287               2442               4729

69 ـ 65                        2692               2324               5016

74 ـ 70                        2491               1999               4490

79 ـ 75                        1498               1305               2804

                  +80                            529                 486                 1015              

كليه سنين            154906      149698      304604

ميانه سني              5/20           21               8/20

( منبع قسمت جمعيت : پيش بيني جمعيت و نيروي انساني شهرستان كازرون طي دهه 1385 ـ 1375. چاپ سازمان مديريت و برنامه ريزي استان فارس )

 *