دعـــــــــــــــــا

 

   توجه !

جای تبلیغ شمااینجا خالیست .

 طالع بینی روزانه ، نیمه ماه ، ماهانه و ...

  آنتی ویروس خود را آپدیت کنید !

  کدهای مخفی موبایلها

  بخش آلبوم عکس

  بهترین سایتها - بهترین لینکها

 

 

 

 

 

 كشتي در طوفان شكست و غرق شد. فقط دو مرد توانستند به سوي جزيره كوچك بي آب و علفي شنا كنند و نجات يابند .دو نجات يافته ديدند هيچ نميتوانند بكنند، با خود گفتند بهتر است از خدا كمك بخواهيم.

دست به دعا شدند .براي اين كه ببينند دعاي كدام بهتر مستجاب مي شود به گوشه اي از جزيره رفتند.
نخست از خدا غذا خواستند ، .فردا، مرد اول، درختي يافت و ميوه اي برآن، آن را خورد. سرزمين مرد دوم چيزي براي خوردن نداشت. هفته بعد، مرد اول از خدا همسر و همدم خواست، فردا كشتي ديگري غرق شد، زني نجات يافت و به مرد رسيد. در سمت ديگر، مرد دوم هيچكس  را نداشت.

مرد اول از خدا خانه، لباس و غذاي بيشتري خواست، فردا، به صورتي معجزه وار، تمام چيزهايي كه خواسته بود به او رسيد .مرد دوم هنوز هيچ نداشت.

دست آخر مرد اول از خدا كشتي خواست تا او و همسرش را با خود ببرد. فردا كشتي اي آمد و در سمت او لنگر انداخت، مرد خواست بدون مرد دوم، به همراه همسرش از جزيره برود.

پيش خود گفت، مرد ديگر حتما شايستگي نعمت هاي الهي را ندارد، چرا كه در خواستهاي او پاسخ داده نشد پس همين جا بماند بهتر است.

زمان حركت كشتي ، ندايي از آسمان پرسيد :

چرا همسفر خود را در جزيره رها ميكني؟

پاسخ داد:

اين نعمت هايي كه به دست آورده ام همه مال خودم است، همه را خود درخواست كرده ام. درخواستهاي او كه پذيرفته نشد، پس لياقت اين چيزها را ندارد.

ندا، مرد را سرزنش كرد:

اشتباه مي كني. زماني كه تنها خواسته او را اجابت كردم، اين نعمت ها به تو رسيد.

مرد با حيرت پرسيد:

از تو چه خواست كه بايد مديون او باشم؟

از من خواست كه تمام خواسته هاي تو را اجابت كنم.


 
بايد بدانيم كه نعمت هامان حاصل درخواست هاي خود مانيست، نتيجه دعاي ديگران براي ماست.


 

 

Copyright ©2006 Kazeroon.net